خونه مادر مینا
خواب معصومانه
هرچی نگات میکردم سیر نمیشدم عشق من ...
پیرمرد مهربون
وقتی پیرمرد مهربون شروع میشه فقط جیغ میزنی و شروع میکنی به رقصیدن هروقت هم که خاموش هست اشاره به تلویزیون میکنی ومیرقصی یعنی برات پیرمرد مهربون روشن کنم . ...
ماکارونی خوردن فسقلی
ای جانم مامانی که عاشق ماکارونی هستی عزیز دلم هرروز هم ماکارونی برات درست کنم میخوری ...
دل نوشته
بدون عنوان
هستی و لیانا
خونه مامان مهروش
فدای شیطونی هات برم من ، کلا دوست داری اینطوری تلویزیون نگاه کنی تازه کلی هم رفتی توی حیاط و دنبال گربه و ذوق کردی البته همراه مامان مهروش وقربون صدقه هاش 8/5/95 ...










